20. كاشكي نگاهم كنه
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:30
دوس دارم بهم نگاه كنه. خيلي خيلي بيشتر از اينها. دوس دارم به چشمهام نگاه كنه و عاشقشون بشه . اما نميكنه. نگاه نميكنه. مگه اون دور دورا چي هست كه ميتونه وسوسه چشمهاي منو ازش بگيره؟ كاشكي يكي بهش بگه ... كه اون دو تا لكه سفيد زير اون چشماي مهربون، چيزي از اون همه عشقي كه توي قلبم قل ميزنه كم نميكنه بخ...
14. پرهيز را دوست دارم
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:09
پرهيز را دوست دارم. پرهيزكار بودن را. پرهيزكار كلمه اي است كه تا پيش از اين تنها در كتاب ديني آن را ميخواندم و براي من تنها مفهموم نماز خواندن و روزه گرفتن و صالح بودن و اينها را داشت. اما امروز براي من رنگ و بوي ديگري دارد. وقتي كه كاري يا چيزي يا كسي وجودش ، بودنش، پرداختن بهش برايم مناسب نيست پره...
15. غمگينم
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:09
دلم براي راه رفتن مامان تنگ شده
16. بابا شبيه خداست
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:09
بابا كه خانه باشد خانه امن ترين و دل من گرم ترين نقطه زمين است.
17.
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:09
اعتقاد داشتن به خدا خوب است. همه چيز را به خدا ربط دادن و اتفاقات ناخوشايند زندگي را به حكمت و "آخرش بالاخره همه چيز درست ميشود" بافتن هم قشنگ است. آدم را آرام ميكند. اميدوار ميكند. دست كم بدبختي هاي پركلاغي آدم را خاكستري ميكند. يك چند وقتي افتادم به اين فكر كه باباجان جهان هستي قوانين خودش را دارد...
18.
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:09
و من پی بردم که با همین عطر رازقی کارها می توان کرد. همان روز که تمام مرا عمییییق بو کشیدی و مستانه گفتی که بوی شکوفه میدهم. + نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 14:29 توسط فرشته |
19. من خوشبختم
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:09
وقتی پشت اون در عزیزانت که تو این لحظه نمیتونن برات عزیز باشن درگیر هیاهو و دریدن همدیگه هستن آخر خوشبختیهای عالمه که قلب خسته ت رو با خودت ببری روی تخت و لابلای گلهای سفید ملحفه های آبی گم بشی . دستهاتو زیر سرت گره کنی و گوشهاتو به جای اون جفنگیات روح خراش بسپری به موسیقی روح نوازی که از توی هدست پ...
13. قرباني كردم. پاداشش را ميدهي؟
-
تاریخ: 1395/9/8 ساعت: 1:24
وقتي نداي دروني من مدام به من يادآوري ميكند كه بايد دست از مصرف كسي يا چيزي يا اتفاقي بكشم و يا مدام در جاهاي مختلف و از آدمهاي متفاوت پيامي مبني بر ترك آن دريافت ميكنم اما شهامت كنار گذاشتن آن شخص يا آن چيز (وابستگي ام) را ندارم دعا كردن بهترين و شايد تنها راه حل براي رهاييست. و اين روزها دعايم در ...
12. یهدی من یشاء و یضل من یشاء
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 15:08
شايد آن وقتها كه مدام اين در و آن در ميزدم و انواع واقسام كلاسها و دوره هاي خودشناسي و عرفان را زير و رو ميكردم نگرانيهاي بابا براي دختر تكدانه اش آنچنان هم بيراه نبود. امروز من به هيچ چيزي در اين دنيا تعصب ندارم. از نظر بابا اين خطرناك است. آدمي كه به دين و مذهبش تعصب نداشته باشد رو به انحراف است و...
3. مساله اينست
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 5:53
آقاي امور كاركنان گفت راهكار ميخواهي خانم فلاني ؟ تنها راهش اين است كه بداخلاقي كني ، نامنظم باشي ، دير سر كار بيايي و زود بروي ، نافرماني كني (اوه اوه) و خلاصه كاري كني كه به ستوه آمده و تو را در اختيار كارگزيني بگذارد. آنوقت ما تو را به هر جايي از سازمان كه عشقت كشيد مي فرستيم. گفتم آخه آقاي كاركن...
4. فرشتهي ترسو
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 5:53
با همه غرورم با فرشته ترسو چشم تو چشم شدم. سعي كردم به جاي فرار ازش ببينمش. فرشته ترسويي رو كه حالش بده ، دكتر بهش استعلاجي داده اما از ترس داستانهايي كه مديرش بابت مرخصي رفتن درمياره تا صبح اين پهلو و اون پهلو شده و دست آخر سرصبح لباسهاشو تنش كرده و روونه محل كارش شده. من اين فرشته ترسو رو دوست ندا...
8. اول مرغ بوده يا تخم مرغ؟ كدوم؟
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 5:53
ديروز آقاي دكتري توي برنامه به خانه برميگرديم ميگفت: كساني كه توي پرخوري تمايل به خوردن شيريني دارن مستعد افسردگي هستند يعني ممكنه (به احتمال زياد)علت تمايلشون به اين طعم افسردگي باشه. كساني كه تمايل به شوري دارن آدمهاي مضطرب و كساني كه تمايل به خوردن و نوشيدن خوراكيهاي خنك دارند آدمهاي الكي خوشي هس...
7.
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 5:53
وقتي آرام بخش مصرف ميكني به كل ارتباطت با دنيا قطع ميشه. ناراحت نميشي. به دل نميگيري. نمي ترسي و خيلي اتفاقات خوب ديگه. اما من يه قسمتيش رو دوست ندارم. اينكه مغزت از كار ميافته و نميتوني فكر كني نميتوني واسه روزت برنامه ريزي كني و به كارهات برسي. در واقع در كناراون همه موهبتي كه بهت هديه ميكنه زندگي...
6.
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 5:52
خيلي وقته كه نمي نويسم. انگار حال و استعداد قشنگ نوشتن رو از دست دادم . اما اصلا هدف از نوشتن من چي بود؟ هدفم رو انگار كه گم كردم. مگه قرار بود من با نوشتههام بهبه و چهچه خواننده ها رو در بيارم؟! حالا مگه وبلاگ من چند تا خواننده داره اصلا؟! دوست دارم بنويسم. من هميشه نوشتن رو دوست داشتم. بايد فقط بن...
10. تربچه عمه فرشته
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 5:52
با ماجرايي كه توي شهريور ماه پيش اومد يه چيزي مثل خوره داره وجودمو ميخوره. احساس ميكنم بايد بتونم آسيبي كه به تربچه وارد شده رو يه جوري براش جبران كنم. يجوري التيامش بدم و ثابت كنم كه اون اشتباه از طرف اون نبوده و مقصر كس ديگه اي بوده. داشتن يه برادرزادهي پرماجرا توي خونه ، خالي از لطف نيست اما گاهي...