خرید بک لینک

آقاي امور كاركنان گفت راهكار ميخواهي خانم فلاني ؟ تنها راهش اين است كه بداخلاقي كني ، نامنظم باشي ، دير سر كار بيايي و زود بروي ، نافرماني كني (اوه اوه) و خلاصه كاري كني كه به ستوه آمده و تو را در اختيار كارگزيني بگذارد. آنوقت ما تو را به هر جايي از سازمان كه عشقت كشيد مي فرستيم. گفتم آخه آقاي كاركنان! برادر! اين كارها و رفتارها در تربيت خانوادگي ما نمي گنجد . ما از آن خانواده هاش نيستيم. در شأن و منزلت ما نيست كه بخواهيم از اين بي تربيت بازيها از خودمان نشان دهيم.

اما راستش از خدا پنهان نيست از شما چه پنهان مساله آنقدرها هم تربيت خانوادگي و نجيب زادگي و اصالت ما نيست (مثلا اينهايي كه گفتم هستيم)مساله اين است كه من مدتهاست كه وحشت عجيبي از درگير شدن دارم. فكر دهن به دهن شدن و يا لرزيدن صدام موقع عصبانيت يا گريه كردن از فرط ناراحتي در حين دعوا و بگومگو حالم را بد ميكند. و چيزيست كه دوست ندارم اتفاق بيفتد. هرچند به شدت معتقدم كه بايد با سر توي شكم بعضيها رفت تا حد و حدود خودشان را مراعات كنند. مخلص كلام اينكه نياز به مقدار خيلي خيلي زيادي شهامت دارم. من بايد براي بالا بردن كيفيت كارم در جهت اين تغيير بزرگ حركت كنم .

برچسب: نویسنده: آوا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 5:53

صفحه بندی