
بابا كه خانه باشد خانه امن ترين و دل من گرم ترين نقطه زمين است....
ادامه مطلب
وقتي نداي دروني من مدام به من يادآوري ميكند كه بايد دست از مصرف كسي يا چيزي يا اتفاقي بكشم و يا مدام در جاهاي مختلف و از آدمهاي متفاوت پيامي مبني بر ترك آن دريافت ميكنم اما شهامت كنار گذاشتن آن شخص يا آن چيز (وابستگي ام) را ندارم دعا كردن بهترين و شايد تنها راه حل براي رهاييست. و اين روزها دعايم در حال استجابت است چرا كه تمايل به پرهيز دارم. به محض اينكه وارد پرهيز ميشوم و اقدام به ترك آن وابستگي ميكنم به خداوند اجازه ميدهم كه خواست و اراده اش را در زندگيم جاري كند. و چه بسا پيشنهادات خداي مهربانم كه هميشه برايم بهترين است و بي نظير. و من اين روزها برخلاف ميلم در پرهيز از رابطه اي هستم از كسي كه بهترين و عزيزترينم بود اما مرد ماندن نبود....
ادامه مطلب
آقاي امور كاركنان گفت راهكار ميخواهي خانم فلاني ؟ تنها راهش اين است كه بداخلاقي كني ، نامنظم باشي ، دير سر كار بيايي و زود بروي ، نافرماني كني (اوه اوه) و خلاصه كاري كني كه به ستوه آمده و تو را در اختيار كارگزيني بگذارد. آنوقت ما تو را به هر جايي از سازمان كه عشقت كشيد مي فرستيم. گفتم آخه آقاي كاركنان! برادر! اين كارها و رفتارها در تربيت خانوادگي ما نمي گنجد . ما از آن خانواده هاش نيستيم. در شأن و منزلت ما نيست كه بخواهيم از اين بي تربيت بازيها از خودمان نشان دهيم. اما راستش از خدا پنهان نيست از شما چه پنهان مساله آنقدرها هم تربيت خانوادگي و نجيب زادگي و...
ادامه مطلب
خيلي وقته كه نمي نويسم. انگار حال و استعداد قشنگ نوشتن رو از دست دادم . اما اصلا هدف از نوشتن من چي بود؟ هدفم رو انگار كه گم كردم. مگه قرار بود من با نوشتههام بهبه و چهچه خواننده ها رو در بيارم؟! حالا مگه وبلاگ من چند تا خواننده داره اصلا؟! دوست دارم بنويسم. من هميشه نوشتن رو دوست داشتم. بايد فقط بنويسم. انگار كه كسي جز خودم اونها رو نميخونه. ...
ادامه مطلب